ما را دنبال کنید...

تماس با ما

ما را دنبال کنید
شماره تماس :09033095717
پیام بفرستید
ادبیات برای زندگی
ثبت نام

ثبت نام کاربر

This site is protected by reCAPTCHA and the Google
Privacy Policy and Terms of Service apply.
پنجره‌ای به دنیای واژه و سخن

تماس با ما

ما را دنبال کنید
تماس بگیرید
پیام بفرستید

پارسی را پاس‌داری کن اگر دانشوری»: فریدون مشیری

شعر «پارسی را پاس‌داری کن اگر دانشوری»

شاعر: فریدون مشیری

خوانش: مهشید گوهری

زادگاه مهر بود و مهرآیین کشوری
چون درخشان گوهری در پهنۀ پهناوری
جای‌جا، در سرزمین‌های فراخش،
مردمانی پاک‌جان
گونه‌گون آیین و دین
گونه‌گون آداب، امّا یکزبان
پارسی، جان‌مایۀ همبستگی‌شان بود
هم‌زبانی چهره‌ساز زندگی‌شان بود
دست‌ها در دست هم، در جانشان می‌تافت
آفتاب دوستی، با گرمی جان‌پروری
نور یک فرهنگ می‌تابید بر دل‌هایشان
لاجرم سرشار بود از عشق، از آزادگی دنیایشان
بر چکاد سرفرازی جایشان.
سرزمین سرفرازان بود، «ایران» نام او
مهرورزان جرعه‌نوش جام او
کشوری چشم و چراغ خاوران
سرزمین نیک‌اندیشان و پاکان جهان
نیک‌گفتاران،
نیک‌کرداران،
کشور نام‌آوران با مردمِ نام‌آوری
این میان بیگانگان،
در کمین بودند با ترفندها
رخنه‌ها کردند از راه زبان،
تا نفاق افتاد در یاران و خویشاوندها
دست‌ها از هم جدا
اشک‌ها شد جانشین خوش‌ترین لبخندها…!
آه، ای از همزبانان، همدلان، افتاده دور!
آه ای از کاروان جامانده،
حیران، ناصبور!
روزگار سرفرازی‌هایت آیا آرزوست؟
تا گذاری بار دیگر دست خود در دست دوست
پارسی را پاسداری کن، اگر دانشوری.